اواخر دهه پنجم قرن بيستم، وقتي كه دنياي صنعتي دراوج قدرت خود سرمست كشفيات و دستاوردهاي دودكشها بود و دو قطب شرق و غرب سكوهاي موشكي خود را محكم مي كردند و خروشچف رهبراتحاد جماهيرشوري اعلام كرده بود كه : ‹‹ از نظر اقتصادي رقباي خود را خواهيم بلعيد .›› نويسنده اي معروف به پل باران از ايالات متحد آمريكا در عا لم خلسه خود ، دست به خلقت يك داستان خيال پردازانه به نام «درباره شبكه ارتباطات گسترده» زد ولي هرگز حدس نزده بود كه بعدها روياهاي كاملاً تخيلي او به واقعيت خواهد پيوست . پل باران اين كتاب را در سال 1960 ميلادي منتشر كرد و البته كه در آن روزگار آمريكا در دوران جنگ سرد ، در تكاپوي خروج از بن بست پيش آمده بود .
ادامه دارد ...
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 19:32  توسط علی گودرزیان
|
مطالعه اهداف وروش هادر آموزش وپرورش مترقي ومقايسه آن با شيوه هاوروش هاي آموزش و پرورش سنتي وارزيابي تفاوت هاوفاصله هاي اين دونگرش ،هرانساني را كه دلي درگرو رشدفكري كودكان اين مرز وبوم داردبه تفكر وتكاپو وا مي داردكه چگونه طرحي نودراندازد وبه نسل خودوهمنوعان وكودكان فرداي اين دياراداي دين نمايدوچه كاركندتا درراستاي خروج از اين وضعيت پيش آمده درآموزش وپرورش گامي هرچندكوچك برداشته شود.
شايدبراي بعضي ها اين دغدغه هابسيارجدي نباشداما واقعيت اين است كه مقايسه روش ها ونگرش هاي كهنه ،بي بازده ، دانش آموزگريز ،انگيزه كش و ياس آفرين درآموزش وپرورش ايران باروش هاونگرش هاي پويا وپرتحرك ،هدفمندوپيشرفته آموزش وپرورش مترفي ،عمق فاجعه را مي نماياند براي اين هرسال شاهديم سرمايه هاي بشري اين جامعه به نام نامي دانش آموزان - كه مي خواهنددردنياي بي جغرافياي فردابا ابزاروقدرتي به نام دانايي زندگي كنند دنيايي كه فرهنگ خاص اقتصادآزادجهاني آن را محاط كرده است - چگونه ازمحورآموزش و پرورش نااميدانه ياخارج مي شوندوياروزگارگرانسنك خودرا با روزمرگي درمدرسه سپري مي كنند وبه تعبيري ديگرازمنشأ قدرتي به نام دانايي - كه ابزار زندگي جهان آينده خواهدبود- محروم مي مانند. دراين نوع نگاه به آموزش وپرورش براي هرانسان دورانديش ودانايي ، دردي نهفته نمايان مي شودكه ممكن است ساده انديشان و سطحي نگران به آن نرسند.
دقت در ورودي ها وداده هاي سيستم هايي فعال به نام دانش آموزان وشيوه هاي انتقال پيام درآموزش وپرورش وهمچنين مطالعه كنش ها و واكنش هاي دانش آموزان درمقابل اين ورودي هاوسرانجام ارزيابي بازخورد(feedback) ياخروجي ها (نگرش ها ومهارت ها) باعث شدكه با ترديد بيشتري به مقوله آموزش وپرورش بينديشم و كودكان را نه از چشم پيرانه وپايگاه بزرگسالانه بلكه از چشم كودك درون خود بنگرم وكودكانه به احساس وعواطف وظرفيت فكري آنان بينديشم ودريابم كه:
متأسفانه بين فرستنده پيام(برنامه ريزان آموزش وپرورش )وگيرنده پيام (فرا گيران) هماهنگي لازم وجودندارد چراكه:
الف: فرستنده (برنامه ريزان و معلمان نظام آموزش وپرورش) درانتقال پيام به گيرنده ازشيوه هاوسبك هاي نوين استفاده نمي كندوازاين جهت نظام دچاريك نارسايي بزرگي است زيراابزارو وسايل انتقال آن بسيار سنتي ،بي جاذبه و كسل كننده ودريك كلام براي دانش آموزان پيش پاافتاده است، فرستنده هرگزحاضرنمي شودكه براي يك بارمخاطب پيام خودباشدواين بهترين وبارزترين نمونه عدم جذابيت شيوه انتقال پيام است.
ب: پيام صادره توسط فرستنده با كمال تأسف مطابق بانياز،علاقه وتوان فكري گيرنده،نيست وبراي او نمي تواندشور وشوق واحساس نيازفراگيري ايجادنمايددر يك كلام پيام به درد زندگي گيرنده نمي خورد.
پ: گيرنده(دانش آموز) خواهان پيام هاي جديدي است پيام هايي كه مطابق بانيازروحي ورواني ناشي اززيست محيط جديداو است او ميلي به پيام هاي مستقيم نشان نمي دهدبراي اينكه او تااندازه اي راز آلود است وساختاري هنري دارداو به جز مهارت گوش دادن به مهارت هاي نگاه كردن، صحبت كردن ومهارت هاي حسي و حركتي علاقه مند است ودرآخراو مي خواهدآنچه خود مي خواهدبياموزدودريك كلام خودش باشدنه يك ماكت طراحي شده.
به اين طريق بود كه به نظرم آمد تجربيات ودانسته هاي خودرا در معرض افكارمردم قراردهم واعلام دارم كه نگارنده درحال حاضربه عنوان يكي از اعضاي بسياركوچك اين مجموعه ي بزرگ اين گونه به آموزش وپرورش ايران مي انديشم و ديگران حق دارند كه اين زاويه ي نگاه رابه هيچ انگارندوهمچنين حق دارندكه برمن منت گذارند.
از طرفي خارج ازهرگونه بحث ونقد وبررسي بسياراميدوارم كه مسائل طرح شده بتواندبه اصلاح نظام آموزش وپرورش كمك كنديا حد اقل اسباب تغيير نگرش و روش همكاران را فراهم نمايدبا اين اميدكه به سهم خودنسبت به فرزندان اين خاك پرگهر اداي دين كرده باشم.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 19:20  توسط علی گودرزیان
|
من آمدم اين بار نه در هيئت يك شاعر و يا يك سياستمدار.
همراه خود هديه هايي از ناگفته ها و گفتني هايي از جنس آموزش و پرورش دارم راستي شما هم مرا ياري خواهيد نمود تا براي بچه هايمان طرح جديدي از شيوه هاي آموزشي مدرن با رويكردي بومي ارايه دهيم مطمئنم پاسخ شما شنيدني است.
من آماده ام تا باهم دامن پر چين و چروك آموزش و پرورش خلاقيت كش و دانش آموز گريز را برچينيم و بذر نويني در اين رابطه بيفشانيم.
باشد كه هماره پايدار بمانيد !
بدرود!
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 18:46  توسط علی گودرزیان
|