تبليغاتX
آموزش و پرورش دانایی محور - گردن های بی مدال و حقوق معلمان

آموزش و پرورش دانایی محور

در این وبلاگ آموزش و پرورش از نگاه نو ین عصر دانایی با رویکرد بومی مورد بحث قرار می گیرد

گردن های بی مدال و حقوق معلمان

 

آيا رابطه اي بين گردن هاي بي مدال ورزشكاران ايران و حقوق معلمان هست يا نيست؟

علي گودرزيان ع -پايدار

 

درپي شكست بي سابقه ي كاروان اعزامي 56 نفره ايران به المپيك 2007 پكن پرسش وپاسخ معني دار، شوخي مأبانه ي هاشمي طبا (معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني دولت اصلاحات)با مجريان تلويزيوني شبكه 1 بسيار قابل توجه و تامل بود. پاسخ هاي زودگذروگزيده ي هاشمي طبا حكايت از درد عميق و زخم كاري اما پوشيده اي دارد كه گريبانگير اين ملك و ملت شده است.البته ممكن است هركسي متوجه اين مصيبت هم نشده باشد و براي همين ما شرحي براين ماجرا نوشتيم تا شايد به كارآيد.

 گزیده ی سخن این بود كه: هاشمي طبا به عنوان كارشناس منتقد دعوت شده در شبکه ی ۱سیمادرپاسخ اين پرسش مجري تلويزيون كه:« چرا ما مدال نياورديم؟» تربيت انسان را زير بناي توسعه ي همه جانبه و كشف و استعداديابي را كار نظام آموزش و پرورش دانست وعلت شكست را دركم كاري و بي توجهي آموزش و پرورش جستجوكرد و به نقل خاطره اي پرداخت كه:« وقتي بنده در هيئت دولت بودم هروقت كه نوبت طرح مسايل وزارت آموزش و پرورش مي رسيد وزير آموزش و پرورش وقت از دستمزد و معيشت معلمان حرف مي زد و صحبتي از تربيت بدني و آموزش به ميان نمي آورد و البته حالا هم از آقاي علي آبادي(معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني دولت نهم) جوياشدم ايشان(آقاي علي آبادي) گفتند: هنوز هم همان شيوه برقرار است ومحور بحث مقام عالي وزارت آموزش و پرورش دغدغه ي معيشت معلمان است.»

ازاين بحث مي گذرم كه در دولت اصلاحات كارهاي زير ساختي عظيمي براي تربيت بدني انجام گرفت و بنده خود شاهد اجراي طرح هاي عمراني زيادي بوده ام كه نسبت به جوامع پيشرفته اصلن قابل بحث نيست اما نسبت به عملكرد دولت هاي كريمه ي پيش و پس دولت اصلاحات ركورد شكن بود و درمجالي ديگر به آن خواهم پرداخت!

اما به اصل مطلب مي پردازم كه از سخن و بحث هاشمي طبا مي توان دو برداشت متفاوت داشت:

برداشت اول اين كه مااز گفته هاي كارشناس محترم به اين نتيجه برسيم كه خداي ناخواسته وزراي آموزش و پرورش چيزي حاليش نبوده در جريان آموزش و مسايل مبتلابه آن نيستند و علي الخصوص ذوق ورزشي هم ندارند و نسبت به تربيت بدني بي توجه اند وفقط به عنوان نماينده ي معلمان به طرح مسايل و معيشت اسف بار معلمان مي پردازند و بس! كه يك برداشت غير منصفانه است و فكر نكنم روساي محترم سابق و فعلي سازمان تربيت بدني هرگز چنين تصوري داشته باشند!

 برداشت دوم اين كه وزراي آموزش و پرورش آگاهانه به طرح مسئله معيشت معلمان پرداخته و به قول معروف« اصبت» تير به مقصد زده اند چه آن ها با بدنه آموزش و پرورش از راه هاي گوناگون پيوسته درارتباط اند از مشاوريني كه خود معلم هستند برخوردارند آن ها مي دانند «بي مايه فطير است» وبه جد دريافته اند در دنياي امروز با وجود هزاران رسانه كه از زمين و زمان در اختيار فراگيران قرار مي گيرد و هررسانه خود بسان مزدوردست نشانده اي است كه دانش آموز را به راهي كه درسينه ي او نهاده اند مي كشد! معلمان هنوز بي بديل اند و هنوز"شاه كليد رسانه ها" و"قلب تپنده ي نظام يادگيري فراگيران" محسوب مي شوند.

وزير آموزش و پرورش دريافته است، تا مادامي كه اين قلب خود از كار افتاده هر تلاشي در آموزش و پرورش بيهوده ،مهمل و بي نتيجه است. ما ميلياردها دلار هزينه ي ساخت موشك هاي شهاب 1تا 3كرديم وباز هم خواهيم كردتشخيص ضرورت داشتن يا نداشتن اين هزينه درحوزه تخصص من نيست چون بحث نيروي بازدارنده خود نيز يك مبحث قابل تامل است اما يقين دارم با بي توجهي و حاشيه انداخته شدن موضوع آموزش و پرورش در طول اين 30 سال عملن دشمن را به خانه خود دعوت كرده ایم امروز در دنيايي كه ميزان«دانايي» شاخص توسعه و پيشرفت تلقي مي شود «ناداني وجهل» خطرناك ترين دشمن هر ملت است هر قومي كه چراغ دانش برنيافروخت دوزدان با چراغ هاي خود دمار از روزگارش برخواهند آورد. آن زمان گذشت كه دولت ها با سياست" نخبگاني پروري" بتوانند به اندازه ي امور اداره ي يك مملكت نخبه تربيت كنند وديگرحسابي براي آموزش عمومي جامعه باز نكنند تا مثل عهد عتيق «شبان رمگي» كنند.

امروز ثروت و پول و در پي آن، رفاه اجتماعي با دانايي حاصل مي شود.كي نمي داند كه جمعيت بزرگي از زنان هندي فقط با «كليك كردن» در اينترنت ماهانه در آمدي حدود دويست و پنجاه هزار تومان پول ايراني كسب مي كنند؟كي نمي داند كه كشاورزان ايراني به خاطر نداشتن اطلاعات از اطراف جهان  بهترين ميوه هاي خود را كه دسترنج يكساله ي آنان است مفت و مجاني از دست مي دهند؟

دانش با آموزش و پرورش آغاز مي شود اما نه آموزش وپرورش ما! آموزش و پرورشي كه درآن معلم بالاترين حرمت اجتماعي دارد مگر در تاريخ ثبت نيست كه بيسمارك نخست وزيرآلمان شرط پذيرش پست صدر اعظمي را براين گذاشت كه پارلمان آلمان با پيشنهاد او يعني :«۳۰ برابر شدن دستمزد معلمان موافقت كند » و كشور آلمان ويران شده را با همين شيوه ي مترقي به اينجا رساند!؟مگر نه اين است كه وقتي روسيه درزمان تزار اولين فضانورد خود را به هوا پرتاب كرد روشنفكران جامعه ي آمريكا به اين نتيجه رسيدند : كه بايد كتاب علوم سال اول ابتدايي را از نوتاليف كنند!؟ ووو... همه ي اين حكايات و واقعيات تاريخي درس هايي هستند كه مي تواند براي يك ملت آگاه به عنوان تجربيات گرانسنگ بشري به كار آيد .ما كه فعلن نه به تجربه اعتقاد داريم! نه خود مبتكريم! نه به شكست خود مي انديشيم!انگار دراين ديار اراده اي براي پيشرفت وشكوفايي نيست ! گوشها همه كر و چشم ها همه كورند!وگرنه كي نمي داند راه خوشبختي واصلاح امور ملك و ملت از شاهراه آموزش و پرورش مي گذرد؟ چه كسي نمي داند كه تا معلم دربند امورآب وگِل خود است!تن به كار دل نمي دهد!؟ اگر واقعن به ملت خود باور داريم! اگر به پيشرفت و آباداني اين ديار دل بسته ايم! راهي نداريم جز توجه جدي و جدي و جدي به اصلاحات ريشه اي درآموزش وپرورش والتيام، ترميم وبازسازي شخصيت و پايگاه اجتماعي معلمان بدون اين كه برنگاه هاي صنفي درتصميم گيري ها پافشاري كنيم!

شما قضاوت كنيد وقتي 95/ از بودجه ي آموزش و پرورش صرف دستمزد پرسنل آموزشي مي شود- به فرض براين كه معلمان از دريافت دستمزد هم خوشحال باشند! - چطور مي توان با 5/ درصدباقي مانده! يك نظام آموزشي پويا، دانايي محور، كارآمدو فعال در عرصه جهاني فراهم نمود! جناب هاشمي طباء بهتراست كه بداند تا روزي كه وزيرآموزش وپرورش درگیر چانه زنی برای برآوردن ابتدايي ترين نيازكميتي نظام آموزشی مي شود بحث كيفيت مطرح نخواهد شد! اگر هم مطرح شود فقط رويكردي تبليغي خواهد داشت وبس!

"لاريب فيه" كه اصلاحات درآموزش وپرورش زيربناي اصلاح اين ملك وملت است! واصلاحات يعني: متلاشی شدن نظام اداري كارخانه اي بوروكراسي(حكومت برميزها) عصر صنعتي وحرکت به سمت نظام مديريت مشاركتي عصرفرا صنعتي ! اصلاحات یعنی: تبدیل نگاه انباري به معلمان(انبار اطلاعات)به نگاه توليد گرانه، هدايتگرانه ومديريت بريادگيري فراگيران ! اصلاحات آموزشی یعنی: هدایت توليدمحتواي متمركز، دورازذهن،  انگيزه كش فراگيران به سمت توليد محتواي دانش آموزانگيخته ي معلم ساخته ! تبدیل شدن جامعه ي بي ارتباط و منفعل اولياي فراگيران به شبكه ي به هم تنيده و مشاركت جويانه ي  مربيان و مشاوران درامور يادگيري فراگيران ! ووو... خوب! عملياتي شدن اين مهم، هزينه هاي ميلياردي، مديريت علمي وبرنامه ريزي جهاني ،ملي و منطقه اي مي خواهد! اولين گام پالودن نظام آموزش وپرورش از سياست و سياست زدگي است يعني كوتاه كردن دست كساني است كه به عنوان مدير، نظام آموزشی را به روزمرگي كشانده اند پرسش اين است:مديراني كه به يمن بده بستان سياسي برمنصب مديريت نشسته اندو درعمرخود هرگز يك كتاب درست و حسابي درخصوص كارشان نخوانده اند، چگونه مي توانند يك مدير فراصنعتي محسوب شوند؟ چگونه مي توانند درجهان گذران تغيير را بپذيرند؟ ووو... الخ

يا محول الحول والاحوال، حول! حالنا الي احسن الحال!  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:8  توسط علی گودرزیان  |